ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

15

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

شد ، به اعتقاد شارون شيعيان طرفدار على عليه السّلام آن‌گاه انديشه اهل بيت پيامبر و آل محمد صلّى اللّه عليه و آله را براى اثبات حق موروثى مرد اين خانواده و فرزندانش براى خلافت تبليغ مىكردند . عباسيان در اواخر دوران امويان اين عقيده را مربوط به خود دانستند و حتى بعدا از زمان خلافت المهدى براى تأييد ادعاى خود در مشروعيت خلافتشان به تبليغ اين نظر پرداختند كه بنى هاشم همان خاندان نبوت‌اند . « 1 » با اين همه خود على عليه السّلام بازهم بر اساس همان شرايطى كه ابو بكر و عمر خلافت را بنا نهاده بودند بدون هيچ ادعاى خاصى كه مبتنى بر همخونى وى با حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله باشد آن را پذيرفته بود . « 2 » اگر تا زمان خلافت عثمان هماهنگى در بين مسلمانان وجود داشت و اختلاف بين سنّى و شيعه تنها بعد از خلافت على عليه السّلام به وجود آمد ظاهرا ديگر لزومى ندارد كه به عمق حوادث بپردازيم و مسأله جانشينى و تأسيس خلافت را بررسى كنيم . موفقيت ابو بكر و عمر در دوران خلافتشان قاطع و چشمگير بود و در تحقيقات تاريخى اخير سعى شده است بر كوششهاى اين دو نفر در سركوبى جنبشهاى ارتداد ( ردّه ) قبايل عرب و موفقيّت ايشان در گسترش دامنه فتوحات بزرگ اسلامى در بيرون از جزيره العرب تأكيد شود . با وجود اين برخى از بررسيهاى قديمتر كه مشخصا به مسأله جانشينى پرداخته است نشان مىدهد كه اين موضوع آنچنان كه در نظريه متداول درباره ريشه‌هاى شقاق بين سنّى و شيعه به آن اشاره شده مسلما مسأله ساده‌اى نبوده است . در سال 1910 م . لامنس مقاله‌اى منتشر كرد به نام « مثلث قدرت أبو بكر ، عمر و ابو عبيده » و به بحث در اين مسأله پرداخت كه هدف مشترك و همكارى نزديك اين سه تن كه در زمان حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آغاز شده بود اين توان را به آنان بخشيد كه خلافت ابو بكر و عمر را پايه‌گذارى كنند . اگر ابو عبيده در دوران زندگانى عمر از دنيا نرفته بود ، عمر او را به جانشينى خود بر

--> ( 1 ) م . شارون ، پرچمهايى سياه از شرق ( اورشليم ، 1983 ) ص 75 - 85 ؛ م . شارون ، « اهل البيت » در تحقيقات اورشليم در زمينه زبان عربى و اسلام ( تحقيقات عربى اسلامى ) ، 8 ( 1986 ) ، ص 169 - 184 ؛ م . شارون ، « بنى اميه در مقام اهل البيت » در تحقيقات عربى اسلامى ، 14 ( 1992 ) ص 115 - 152 ، مخصوصا ص 134 - 149 . ( 2 ) م . شارون ، « توضيحى در باب مسأله مشروعيت حكومت در اسلام » در تحقيقات عربى اسلامى ، ( 1980 ) ، 116 - 123 در ص 121 .